shokooh  
سرنوشت
گذران عمر
عمر
کتاب خواندنی

فرهنگ شهرنشینی یا شهری پر از فرهنگ

شهروند عضوی از یک جامعه انسانی است که نقش وی در تدوین خصوصیات ظاهری یک شهر حیاتی است و موجب بهبود شرایط آن و یا خدشه دار شدن آن می گردد. شهروندی که خود را در مقابل شکسته شدن حریم سایر شهروندان مسئول نمی داند و در استفاده از امکانات عمومی شهر استانداردهای رفتاری که در جهان شناخته شده است را رعایت نمی کند.شهر یک مجموعه پیچیده و یک گره به هم خورده ای که بازگشایی آن نیاز به فرایند شناخت دارد می باشد و اگر این بازبینی توسط افراد کاردان و مسئولیت شناس انجام نگیرد این گره چنان در هم فرو می رود که هرچه تلاش صورت گیرد آنرا باز کنند بیشتر در هم تنیده می شود.رفتارهای نامناسب شهری را چنین تعریف کرده اند : ” پرتاب کردن زباله یا ته سیگار از داخل خودروها به داخل خیابان  و یا ریختن آن به نهرهای آب کنار خیابان (که مصیبتها و هزینه های گزاف بعدی را در پی دارد) ، مسافران خواب آلود در کنار ایستگاه اتوبوس که نشانی از نظم و یا صف منظم در بین آنها دیده نمی شود و هر کدام در گوشه ای پراکنده و منتظر رسیدن اتوبوس هستند ، دعوا و مشاجره بر سر سوار شدن به  اتوبوس وقطار شهری و رد وبدل شدن حرفهای رکیک و غیر اخلاقی ،  مزه پرانی و  رفتارهای ناجور در محافل عمومی از سوی برخی از جوانان که در شان یک انسان نیست، پاره کردن روکش صندلی و نوشتن یادگاری  روی آنها ، گذاشتن  زباله ها  در یک ظرف روباز و بدون توجه به ساعت اعلام شده از طرف شهرداری – دیرتر یا زودتر – و حتی قرار دادن آن مقابل  خانه همسایه و یا درست کردن تپه ای از زباله در سر کوچه و کشاندن گربه ها به آنجا و سر و صدای فردا صبح همسایه های وظیفه شناس و  بقیه داستان ،عبور و مرور  بدون توجه به علایم و پل عابر پیاده از خیابان ها و بزرگراه ها ، مزاحمت برای طبقه های همسایه در آپارتمانها بدون در نظر گرفتن آداب همسایگی و قانون آپارتمان نشینی  ، صدمه و خسارت زدن به اموال بیت المال و عمومی – اتوبوسها و مترو-  ، عبور راننده متخلف از چراغ قرمز و دهها و صدها رفتار و کردار  غیر اجتماعی که هر روزه از سوی برخی از شهروندان سر می زند و ذکر آن در این مقال نمی گنجد ، مواردی هستند که بوضوح آنها را مشاهده می کنیم . “

کمی دقیق تر  بگوییم : ویراژ رانندگان خاطی در نیمه های شب ، در مواقع عصر و پر رفت و آمد ، نصب آگهی های تبلیغات بر روی در و دیوار مردم و این روزها برچسب هایی که بدون سئوال از صاحب خانه بر روی درب خانه ها  زده می شوند ، نوشتن شعر ، خاطره و حرفهای غیرضروری به دیوار ساختمانهای عمومی ، دانشگاهها ، مدارس و بر روی نیمکتها و صندلی ها ، قرار دادن اتومبیل های تصادفی در جلوی چشم مردم در داخل شهر توسط کارگاههای صافکاری ، پارک کردن اتومبیل های شخصی در جلوی درب خانه مردم و رها کردن آنها به مدت ساعتها و ایجاد گرفتاری و دردسر برای سایر شهروندان اینها همه نشاندهنده وجود فقر فرهنگ شهر نشینی است که اصلاح و تقویت نقاط مثبت آن می تواند موجب بروز ایده های نو و نتایج عالی در شهر باشد.

جامعه شناسان بر این باور هستند که  ” زندگی کنونی نیاز به قوانین و ارتباطات خاصی دارد  که هر گونه قصور ، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین ، موجب بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی می شود و از فردی به فرد دیگر ، خانواده و همکاران در سطوح اداری و اجتماعی انتقال می یابد. آنها معتقدند باید به شهروندان در جامعه ، قوانین مربوط به شهر نشینی یادآوری و  یا آموزش داده و در برابر هر قانون یا ضابطه ای،  ضمانت اجرایی لازم  فراهم شود و در شرایطی که لازم شد افراد متخلف مجازات شوند. “

شادروان دکتر عباسعلی رضایی استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز که چهار سال افتخار حضور در کلاس این استاد نصیب بنده شده است مطالب جالبی در خصوص اخلاق شهروندی بیان می داشتند که اکثرا آنها را در نتیجه مطالعات بیشتر کسب کرده بودند .  از جمله این مطالب این بود که می گفتند : شهروندی که هنگام رانندگی در داخل شهر چراغ راهنما نمی زند و قوانین را زیر پا می گذارد و موجب صدمه زدن به دیگری می گردد باید با روش خاص با چند نفر برخورد کرد تا بقیه هم از نتیجه کار اصلاح شوند . شیوه کمی جالب و غیر متعارف است اما یک شیوه است. وی می گفت در چهار نقطه شهر چهار وسیله نقلیه گرانبهایی را قرار دهیم و به چهار راننده بگوییم که نقش راننده این ماشین ها را بازی کنند. تو شهر اعلام کنیم که بخاطر عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی این اتومبیل ها با اینکه گرانبها هستند قرار است توسط دستگاه مخصوص به آهن قراضه تبدیل شوند ! دکتر می گفت : حداقل تا صد سال هیچ راننده پیکان و یا ژیانی جرات نمی کند دیگر چراغ راهنما نزند ! اگرچه کمی خنده دار و غیرمتعارف است اما همین مثال نشاندهنده اهمیت مجازات شهروندان خاطی است . چرا که شهری با شهروندان مسئولیت نشناس برای زنده ماندن و برای نفس کشیدن امن نیست . آنهم ابتدا برای کودکان و بعد برای بقیه . بارها مشاهده شده است کودکانی که با یک اشتباه ساده اما فاحش راننده ای ابتدا به کما رفته و بعد تمام کرده است. قوانین نیز بگونه ای طراحی شده است که فرد یک راننده مجرم است و بیمه هم آماده پرداخت خسارت و فردا چند متر آنطرفتر یک تصادف دیگر و یک بیمه دیگر  و یک جان دیگر که تلف می شود.

 در جایی دیگر می خوانیم : ”  باید بدانیم که اگر  قوانین مربوط به شهروندان در جامعه ما ایران یعنی احترام به حقوق دیگران،  وقت شناسی ، عدم ایجاد مزاحمت در موضوعات مختلف برای دیگران  ، حفظ محیط زیست و پیشگیری از هر گونه آلودگی ، ایجاد فضا و محله ای سالم چرا که محله سالم جزیی از زندگی است، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان وتعامل مثبت با آنها و دستگاههای اداره کننده،  احساس مسوولیت نسبت به محیط زندگی ، انجام وظایف قانونی ، کمک به حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزانه و مناسبات اداری ، ارزش و وظیفه دانستن حفظ و نگهداری شهر و ….مد نظر قرار گرفته و رعایت شود  ، با توجه به بافت پیچیده ای  که شهرها دارند و زندگی در آنها بدون رعایت قوانین و آداب و رسوم شهر نشینی ممکن نیست، باعث تقویت اساس قوانین شهروندی و فرهنگ شهر نشینی  شده و از بسیاری هزینه های گزاف که مسبب آن ناهنجاری ها و ناملایمات اجتماعی است، جلوگیری خواهد کرد و این مهم توجه ویژه دولت و نهادهای مسوول را طلب می کند تا با ایجاد قوانین مدون و استفاده از نظرات ارزشمند جامعه شناسان و کارشناسان ،جامعه ، شهر و  شهروندانی قانونمند را به ارمغان آورند و شاهد شهر و شهروندانی سالم به دور از ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی که شایسته ماست باشیم!.چرا که مشخصه اصلی و مثبت هویت تاریخی ما فرهنگ شهرنشینی است با همه ملزوماتش. “

در کتاب شهرها و فرهنگ های شهری در صفحه ۱۵۵ چنین می خوانیم : ” شهرها صحنه پیروزی و تراژدی های بزرگ بشریت ، محل برای رخدادها و تعاملاتی که اعصاری را مشخص می کند ، هستند . مردم برای مقاصد کار ، سیاست ها ، جرم و تسلط  و تفریح به سوی شهرها کشیده می شوند . در واقع نه تنها اکثریت جمعیت دنیا در شهرها زندگی می کنند ، بلکه شهرها نقاطی هستند که بیش از هر جای دیگری در کره زمین ، آدم ها از آن ها دیدن می کنند. ”  شهری می خواهیم با مردمانی که دوست دارند شادابی و نشاط را با هم تقسیم کنند. مردمانی که با رعایت چراغ قرمز و سبز در عبور و مرور و عابر پیاده نظم و زیبایی ایجاد می کنند.  شهری که تابلوهای تبلیغاتی اش مناظری زیبا هستند و  مردی یا زنی که از باغچه خانه اش گلی یا درختی در فضای سبز آن می کارد و نه اینکه از فضای سبز شهر گلی بچیند و درختی بر کند و به دور اندازد ! شهری می خواهیم که چاله هایش پر شوند و در ماندگاری زیبایی اش همه سهیم شوند . مشارکت در عمران و شهرسازی یک وظیفه ملی و میهنی است و با هیچ معیاری غیر از آن میزان شهروندی انسانها سنجیده نمی شود.

در مطلبی دیگر از سایت تبیان می خوانیم : ” انسان، موجود یا به عبارت دیگر پدیده ای است چند بعدی و یکی از مهمترین وجوه او ، بعد اجتماعی بودن اوست . حضور در اجتماعات مختلف و رفع نیازهای مشترک جسمانی و روانی از طریق زندگی جمعی منجر به تکامل انسان است.  بررسی  سیر تکاملی زندگی اجتماعی انسان، مسیری از کوچ نشینی تا حضور در شهر را نشان می دهد.اولین اجتماعات انسانی ،اجتماعات کوچ نشین و همیشه در حال حرکت بوده و این اجتماعات با اکتشاف کشاورزی یا به عبارت بهتر با به وجود آمدن زمینه های معیشت متکی بر کشاورزی و استفاده از دامهای اهلی به طور توام منجر به یکجا نشینی و ایجاد روستا به عنوان اولین اجتماعات و کانون ها ی پیشرفته بشری شد. دو عامل تجارت و امنیت سرآغاز ایجاد شهرها بود . بازار و دژ هسته های اولیه ی  پدید آورنده ی شهرهای بزرگ گردید و سرانجام با به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در غرب و تمرکز عامل صنعت در شهرها ( یا گردآمدن جماعات به دور کانونهای صنعتی ) گسترش شهرها و تغییر در سیمای شهرها پدیدار گشت .اکنون عامل اصلی تعریف شهر یعنی معیشت منحصر به صنعت و خدمات ، آن را از روستا مجزا می سازد .

شهرنشینی فرآیندی است که در آن تغییراتی در سازمان اجتماعی سکونتگاههای انسانی به وجود می آید که حاصل افزایش ، تمرکز و تراکم جمعیت می باشد .رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری، فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور کرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شده و جامعه ها را از پایبندی به یکدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور کرد . ” در همین مقاله می خوانیم : ” در حالی که مشکلات شهرهای کوچک، متوسط، بزرگ و خیلی بزرگ حل نشده است. تعداد روستاهایی که تازه تبدیل به شهر شده اند در حال افزایش است و ساکنان این شهرهای تازه تأسیس باید عوارض شهرنشینی را هم بپردازند و مسائلی همچون حمل و نقل شهری ، ترافیک معابر، بیکاری، کمبود یا گرانی مسکن، گسترش جرم و جنایت، آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی، معابری از قبل و بدون ضابطه ایجاد شده اند، کمبود امکانات ورزشی و فرهنگی و روی آوردن به آپارتمان نشینی را تجربه نمایند . “

در انتهای این مطلب نتیجه گیری می شود که : ”  اکنون شهرنشینی گرایش غالب در مسکن گزینی انسان امروز است و سالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهرنشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری، کارشناسان بوده و همچنان نیز از محورهای اساسی طراحی شهری برطرف کردن این معضلات است. مسائلی که نیازمند مشارکت و تلاش همگانی در رفع آنهاست و به همین سبب نیز هر روز نهادهایی نو از دل جوامع شهرنشین برای حل معضلات زندگی شهرنشینی سر بر می آورند .همچنین وجود معضلات در شهر علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می کند که شاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانون گریزی و نهایتا سلب آرامش و امنیت و تهدید سلامت جامعه دامن می زند و جلوگیری از این کار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگی و ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است. ” پارس آباد مغان شهری است که در حال رشد و توسعه است . آیا چه مقدار از سهم ما در توسعه این شهر به چشم می خورد ؟ تا چه اندازه مسئولان و شهروندان و نظریه پردازان و صاحبان فکر و اندیشه و ثروت و سرمایه در فرایند رشد و زیبایی شهر  تاثیر دارند ؟  هرکس به خودش می تواند از یک تا بیست نمره دهد ؟

نقل از سایت : www.moghanaras.com

تاریخ مطلب:  یکم اردیبهشت ۹۱

///////////////////

برچسبی برای این مطلب وجود ندارد.

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *