shokooh  
سرنوشت
گذران عمر
عمر
کتاب خواندنی

آموزش و تاثیر آن در زندگی اجتماعی

نهاد و پرورش با شکل دادن و نیرو بخشیدن و دگردیسی جوامع، موجبات سرنگونی قهری حاکمیت ها و انقلاب ها و جنبش های اجتماعی را فراهم ساخت و با نابودی برخی از ارزش ها و هنجارها، ارزش هایی دیگر را به جای آنها نشاند. نهاد و پرورش به خدمت جوامع نوین درآمد تا بتوانند انقلاب های اجتماعی را توسعه و تعمیق دهند. پایان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مقارن بود با دوره ملی گرایی و ظهور ناسیونالیسم که اسباب جنگ جهانی اول را فراهم کرد. در این دوره بهره برداری از مدارس به ویژه مدارس ابتدایی برای ترویج و ترغیب به میهن پرستی و تبلیغ زندگی ملی امری رایج و هدف و پرورش در این گونه کشورها بررسی رابطه تعلیم و تربیت با رفاه ملی و بازدهی هر چه بیشتر اجتماعی و آماده ساختن مقدمات زندگی رفاهی بود. در قرن بیستم تلاشی دائم برای ایجاد اشکالی جدید از بنا به مقتضیات زمانی صورت گرفت. توسعه مداوم علمی و افزایش مراودات میان انسان ها، همچنین فراهم شدن امکان لذت بیشتر از زندگی و رواج آزادی های مدنی، مقدمات نوعی خاص از و پرورش را فراهم ساخت. در حال حاضر اساس و پرورش بر توسعه ذهن افراد و هدف آن استفاده نظری و عملی از آموخته ها است. تعلیم و تربیت عمومی باید مناسب شرایط و وضعیت فعلی افراد باشد زیرا از و پرورش این انتظار هست که جامعه را برای یک دنیای متغیر و گوناگون آماده کند و نه یک جامعه ایستاده و محافظه کار. وظیفه اصلی و پرورش در این جریان انتقال مواریث جامعه از نسل گذشته به نسل جدید و ارتباط بین افراد است. منظور از ارتباط، انتقال تجارب و به تبع آن ایجاد و تولید اثر مشترک یا و هویت است. بعد نظری و عملی آداب و رسوم به سبب آموزش و پرورش (رسمی یا غیررسمی) با ابزاری متفاوت، از نسل پیشین به جوان ترها منتقل شده و فرا سیستم در سیستم اجتماعی به بازتولید جدید می رسد. از نتایج ذاتی ارتباط و انتقال، پرورش اندیشه و تکامل تجارب افراد در یک سیستم اجتماعی است. هر چه جوامع و گروه ها و سنن و آنان با لایه های متفاوت پیچیده تر می شود، تربیت نسل نو و جدید نیز دامنه دارتر و تعالیم رسمی و عمدی بااهمیت تر می شود. بدین معنا که با ظهور جوامع پیچیده و زایش انسان جدید و خارج شدن عقل و زندگی از رئالیسم خام، انتقال تجارب و به این دلیل که مناسبات انسان ها از تبادلات ساده چهره به چهره خارج و گستره تفکر و توزیع آنها وسیع تر شده بود، هم بااهمیت تر و هم پیچیده تر شد؛ از این جهت بااهمیت تر که حفظ و تکامل فرهنگی خاص، به دلیل رودررویی بیشتر افراد جوامع با ها و نگرش های دیگر و بازتولید هویت فرهنگی و ملی در مقابل هویت های دیگر، مهم و ارزشمند شد و پیچیده تر به این معنا که محتاج به وسایل و ابزاری بیشتر و قدرتی دوچندان شد، برای همین پای آموزش و پرورش رسمی به عنوان یک ارگان دولتی برای حفظ این تجارب به میدان کشیده شد، و دولت- ملت ها ناچار شدند این وظیفه را از نهادهای غیررسمی همچون خانواده و کلیسا به نهادهای رسمی منتقل کنند. پرورش افکار و آموزش متدها به نسل جدید برای یک زندگی مستمر و پیشرو، پیشرفت و توسعه جامعه امری است اجتناب ناپذیر. بخش عظیمی از این دانش ها و دانستنی های لازم برای توسعه با وساطت محیط، یعنی همه اوضاع و شرایطی که در فعالیت فرد موثر است، به نسل نو انتقال داده می شود. قسمت مهمی از این محیط طبیعی، محیط مبادلات و تبادلات اجتماعی است. محیط اجتماعی به میزان اشتراکی که میان فعالیت های فردی و فعالیت های دیگران (جمعی) در عرصه عمومی ظهور می یابد، عامل تربیت است. آموزش امری است اجتماعی که در جریان اجتماعی شدن افراد در جامعه صورت می گیرد. جامعه نیز ترکیبی است از گروه های گوناگون ناسازگار که نباید آن را واحدی متجانس و مرکب از افرادی که برای مصلحت عمومی می کوشند به حساب آوریم بلکه جامعه با وسعتی افزون تر حتی دسته هایی که بر ضد مصلحت عمومی کار می کنند را نیز در بر می گیرد.

 

تلخیص شده از مقاله

نوشته ی زهرا قیومی

///////////////////

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *