shokooh  
سرنوشت
گذران عمر
عمر
کتاب خواندنی

توسعه و نقش نخبگان

مهمترین مسأله در توسعه پایدار نقش و جایگاه نخبگان و به طور کلی نیروهای انسانی کارآمد و فرهیخته است. مهمتر از این مهم کشف پدیده های بدیهی و ساده است. به گفته محبوب الحق(که از تئوری پردازان است) نیوتنی باید پیدا می شد تا از خود بپرسد که چرا سیب به جای آنکه به هوا پرتاب شود ، به زمین می افتد و بر پایه این سوال قانون جاذبه را کشف کند. اینشتینی باید ظهور می کرد تا بگوید، مفهوم زمان و مکان نسبی است نه مطلق تا نظریه نسبیت ساخته شود و . . . اگرچه بسیاری از مسائل بدیهی هستند، اما چه بسا ممکن است مورد توجه قرار نگرفته و مغفول واقع شوند. نیز از جمله بدیهیاتی است که لااقل در برخی از کشور ها مغفول واقع می شود. این در حالی است که انسان ها هم هدف و هم وسیله توسعه اند. انسان ها به جای اینکه در حاشیه توسعه باشند و توسعه از بالای سر آنها بگذرد، باید هدف و موضوع اصلی توسعه قرار گیرند، نه یک مجرد اقتصادی از یاد رفته، بلکه واقعیتی زنده که مصدر فکر و عملند. نه قربانیان یا بردگان بی پناه فرایند توسعه بلکه صاحبان و خداوندان آن . پرفسور فردریک هابینسون از دانشگاه پرینستون معتقد است که نیروهای انسانی و به ویژه نخبگان آنها اساس ثروت ملت ها را تشکیل می دهند و سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی و حاشیه ای ترند .  وی معتقد است دولتی که نتواند مهارت ها و دانش مردمانش را توسعه دهد و از آن بهره برداری کند ، توانایی توسعه را نخواهد داشت. از طرفی نباید فراموش کنیم که هدف از توسعه ، بهبود وضع عمومی جامعه و سرانجام بهبود زندگی انسانهاست و اگر انسان ها ابزار توسعه هستند ، توسعه نیز برای آنهاست و اگر قرار باشد تولید ناخالص ملی (GNP) افزایش یالد اما در زندگی انسان ها تأثیری نگذارد، کاری انجام نگرفته است. چنان چه درآمد افراد بر اساس بهره وری کار، استعدادها ، مهارت و دانش کسب شده باشد ، توزیع درآمد ها نیز عادلانه تر خواهد بود. اگر سرمایه انسانی قدرت و قابلیت تولیدی را عادلانه تر توزیع کند ، مسلماً درآمد ها نیز عادلانه تر توزیع می شوند و شکاف موجود کمتر خواهد شد. برای توجه به عامل انسانی توسعه در برنامه ریزی ها نکات ذیل حائز اهمیت و توجه اند :
۱-    برنامه ها با تراز نامه انسانی : بدین صورت که چه منابع انسانی ای در کشور وجود دارد؟ وضع تعلیم و تربیت آنان چگونه است؟ چه نوع مهارت هایی در اختیار است؟فقر  مطلق و توزیع درآمد چه  سیمایی دارد؟میزان بیکاری و اشتغال چقدر است؟توزیع شهری و روستایی جمعیت و سطح رشد و تحول انسانی در مناطق مختلف چگونه است؟ جمعیت از لحاظ تحولات دموگرافیک چه وضعی دارد؟ نیروهای فکری و اجتماعی برانگیزاننده مردم کدامند؟ امیال و آرزوهای اجتماعی چیست و. . .
۲-    هر نوع استراتژی توسعه به صورت نا متمرکز میسر است و مشارکت محلی در تصمیم گیری ها و اتکای به خود را باید مورد توجه قرار داد. به عبارت دیگر رئیس دولت نباید برای یک شهرستان تصمیم بگیرد که اعتبارات عمرانی آن چگونه هزینه شود ( کاری که قبل از آن توسط شورای برنامه ریزی شهرستان عملی می شد).
۳-    نخبگان و شایستگان در مصادر امور قرار گیرند. اگر چنین امری میسر نیست، لااقل نخبگان و فرهیختگان جریان سیاسی حاکم در مصادر امو ر باشند نه ارادتمندان، متملقان و وابستگان.
۴-    اگر به هر دلیلی فضای فکری استفاده از نخبگان وجود ندارد، لااقل باید نصایح نظریات کارشناسی و دلسوزانه آنها را با دیدی باز پذیرا بود و نقد آنها را به عنوان داروی شفا بخش مدنظر قرار داد.
۵-    به این مهم توجه شود که امر به معروف و نهی از منکر تنها در حوزه فردی و اجتماعی کاربرد ندارد، مهمترین حوزه کاربرد امر به معروف و نهی از منکر حوزه سیاسی است که معمولاً توسط نخبکان انجام می پذیرد، چرا که تبعات تصمیمات سیاسی بسیار گسترده است و  چه بسا یک سیاست غلط، زندگی بسیاری از مردمان را تحت الشعاع خود قرار دهد و برعکس یک تصمیم خوب بسیاری از مشکلات را مرتفع کند.
۶-    فعالیت احزاب و مطبوعات به عنوان ناظران بی مزد و مواجب در انظار دولتمردان از ارج و منزلت برخوردار شود. چرا که آنان بدون دریافت مزدی، با نقد سیاست های حاکم و بعضاً ارائه راه حل های بهتر خطاها و اشتباهاتی را که هزینه های زیادی را بر ملت و کشور تحمیل می کنند ، کاهش خواهند داد.
توجه به عوامل فوق و انباشت سرمایه انسانی از طریق استفاده از نخبگان در کنار سرمایه مادی ،کامی است در جهت تعادل بین دو عامل مهم تولید که اتحاد و هماهنگی بین آنها موجب تسریع توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خواهد بود . از طرفی از آنجا که سرمایه انسانی قابلیت تطبیق بیشتری برای فرصت های قابل تغییر دارد ، هر گونه سرمایه گذاری در سرمایه انسانی موجب بازده طولانی و افق روشن تری خواهد شد. مضافاً اینکه بسیاری از معظلات اجتماعی نظیر بیکاری، فقر و فساد نیز رو به افول خواهد رفت. در یک جمع بندی از عامل انسانی می توان به این نتیجه رسید که مهمترین عامل فرایند توسعه نخبگان و فرهیختگان هر جامعه ای هستند و برنامه های توسعه باید به گونه ای تدوین شود که از این منبع مهم به نحو شایسته ای استفاده شود. ضمن اینکه کیفیت استفاده از این نیروها بر کمیت آن برتری دارد. منتها از آنجا که کالاهای سرمایه ای واقعی قابل خرید و فروش هستند و قیمت آنها بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می شود، بنابراین قیمت ها منعکس کننده ارزش تقریبی تعیین شده از سوی خریداران و فروشندگان است در حالی که برای سرمایه انسانی چنین قیمت گذاری صورت نمی گیرد و این موضوع یکی از موانع ارزشیابی واقعی انسانی در تئوری های توسعه به شمار می آید. امید آنکه دولتمردان ایرانی به اهمیت نیرو های کارآمد، خلاق و صاحب فکر توجه بایسته ای کرده و زمینه حضور آنان را در عرصه های مختلف فراهم آورند، یا لااقل از نظرات و راهنمایی های آنان استفاده کنند تا ملت بزرگ ایران بیش از ایمن در تنگناهای زندگی سرگردان نباشد.

روزنامه شرق/ ۱۴ مرداد ۱۳۸۶

برگرفته از سایت شخصی دکتر اطاعت  etaat.ir

 

///////////////////

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *